نوشتهی از محمد مرادی مهاجر افغانستان در کشور ایران به دختر خورد سالش که اجازه تحصیل در کسور ای آن را ندارد.

دختر عزیزم ثناجان! یادداشتهای روزانه امروزم، بیشتر به تو اختصاص دارد.
از پایان دوره مهد کودک تو گذشت. طی این مدت من و مادرت شبانهروزی تلاش کردهایم تا تو را در مدرسه ابتدایی دولتی ثبت نام کنیم اما هنوز موفق به این کار نشدهایم. صبح امروز دوشنبه مورخ ۱۴۰۲/۵/۹ برای چندمین بار مادرت به مدارس دولتی از جمله مدرسه سارا و دبستان دخترانه شهید سفیدی سر زد تا شاید تو را در کلاس اول ثبت نام کند اما تقلا و التماس او فایدهای نداشت. با حال منقلب با من تماس گرفت و گفت که دیگر طاقتم طاق شده است و تو یک کاری بکن.
عزیزم ثنا، حال پریشان مادرت، مرا متاثر کرد. بدون این که کسی را واسطه قرار دهم، شروع به نوشتن نامه کردم تا موضوع را با مدیریت آموزش و پرورش ناحیه پنجم شهر مشهد در میان بگذارم. گمانم این بود که احتمالاً سرپرست مدارس ناحیه پنجم در جریان قرار ندارد. نامه را نوشتم و خودم حضوری به اداره آموزش و پرورش ناحیه پنجم در منطقه پنجراه رفتم. مدیر آموزش و پرورش ناحیه پنجم، شخصی به اسم مسجدی است. نامه را مطالعه کرد و گفت که متن نامهات را قبول دارم.
ثنای عزیزم! من در نامه، شرح ماجرای ثبت نام تو را نوشته بودم که با یک ماه دوندگی، هنوز موفق به ثبت نام تو در مدرسه نشدهایم؛ در حالی که تو و مادرت در همین سرزمین متولد شدهاید و همه ما اقامت قانونی داریم. در این نامه نه تنها برای تو دادخواهی کردم بلکه برای همه همسن و سالهای خودت که دیوار تبعیض بین شما و درس و مشق فاصله ایجاد کرده است، دادخواهی کردم. این نامه، ضمیمه این یادداشت روزانه است و انشاءالله روزی که بزرگ و با سواد شدی، آن را خواهی خواند و متوجه خواهی شد که چه سختیهایی را برای ورود تو به مدرسه تحمل کردیم. من در نامه به فرمان آیتالله خامنهای رهبر ایران هم اشاره کردهام که در سال ۱۳۹۴ دستور داده بود فرزندان مهاجران افغانستانی باید از تحصیل باز نمانند و در مدارس دولتی ثبت نام شوند.
مدیر آموزش و پرورش ناحیه پنجم، پس از مطالعه نامهام، با لحن آرام و محترمانه گفت که من دستور دادهام فرزندان مهاجران افغانستانی در مدارس ایرانی تحت پوشش مدیریت من، ثبت نام نشوند زیرا فضای آموزشی ما کم است و حق اولویت با ایرانیها است.
عزیزم ثنا! نمیدانی که من از این سخن تبعیض آمیز، چقدر در خود فروریختم و دنیا بر سرم تیره و تار شد. در واقع، درد تبعیض، استخوانسوز است و تا کسی با تبعیض مواجه نشود، درد آن را احساس نمیکند.
عزیزم ثنا! در آن لحظه ناگهان تاریخ آپارتاید در ذهنم مثل فیلم عبور کرد و تو را بیرون از کلاس درس و مدرسه تصور کردم که همسن و سالهایت درس میخوانند اما تو قربانی تبعیض و آپارتاید شدهای. سپس وضعیت دختران افغانستان در ذهنم خطور کرد و درد دل پدرانی را که منتظر باز شدن دروازههای مکتب هستند، با ذرهذره وجودم احساس کردم.
البته عزیزم ثنا، دختران افغانستان از صنف ششم قربانی آپارتاید جنسیتی شدهاند اما تو و امثال تو از همان ابتدا و در بدو ورود به دبستان، قربانی آپارتاید ملیتی هستید.
ما پدران معاصر افغانستان، شرمنده شما دختران هستیم. دختران داخل افغانستان، در شرایطی به دنیا آمدند که زمان، متعلق به آنان نیست و تو ثنا، در سرزمینی به دنیا آمدی که مکان، متعلق به تو نیست و این درد مشترکی است که همه دختران افغانستان را به هم پیوند میزند.
دختر عزیزم! پس از این که اتاق مدیر آموزش و پرورش را ترک کردم، لحظهای روی صندلیهای محوطه نشستم و به رنجهای بشر میاندیشیدم که چگونه هزار هزار کودک در قرون وسطی در اقصی نقاط جهان قربانی آپارتاید شدند و از تحصیل بازماندند. در همین هنگام مادرت زنگ زد و گفت که موفق شدی رضایت مدیر آموزش را برای ثبت ثنا جلب کردی؟ گفتم نه
لحظهای مکث کرد و گفت که هنوز هم به آرمانشهر اسلامی فکر میکنی و از این که دین تو به خطر نیفتد، آرمانشهر اسلامی را ترک نمیکنی؟
گفتم که هنوز به عقاید دینی و مذهبیام پابندم اما دیگر مدتها است باورهایم درباره آرمانشهر اسلامی درز برداشته است.
سپس گفتم که اکنون نه راه پیش و نه راه پس داریم و سپس خداحافظی کردیم.
آری ثنای عزیزم! ما تاوان اشتباه پدرانمان را میدهیم که ایران را به مقصد مهاجرت برگزیدند و فرزندانمان قربانی خطایی شدند که ما برای ادامه حضور در ایران مرتکب شدیم.
دختر عزیزم، تا به بن بست کامل نخوردهام، برای ورودت به مدرسه از هیچ تلاشی فروگذار نخواهم کرد.
انشاءالله تو با سواد خواهی شد اما آیندگان این یادداشت را خواهند خواند که روزگاری در آرمانشهر اسلامی، تنها آرزوی پدری، حضور دختر هفتسالهاش به مدرسه و آرزوی دختر، رسیدن به ابتداییترین حقوق انسانیاش بوده است.
عزیزم ثنا! روزگاری این سخن را درک خواهی کرد که وقتی صاحب قلم، گرداننده گیتی باشد، هیچ قدرتی یارای مقابله با علم را ندارد.
Peshgo News Agency – خبرگزاری پیشگو